روح اله

نویسندگان

۱ مطلب در آذر ۱۳۹۳ ثبت شده است

یه بزرگی میگفت مشکل دوران ما این هست که تو دوران بچگی به یچه هامون یاد  دادیم همه دکتر و مهندس بشن و تو آرزوی هیچ بچه ای کارگر شدن نیست و حالا که این بچه ها بزرگ شدن کارگر بودن رو ننگ میدونن ......

اما این بزرگ پشت میز نشین که این روزها نماینده مجلس هم هست و هیچ وقت شاید سنگینتر از قلم چیزی بر نداشته و حقوق خوبی هم گرفته و اگر هم نگرفته حداقل اسم داشتن حقوق خوب رو داشته ...... نمیدونه که بابا این کارگر بودن نیست که ننگ و عار حساب میشه ... اون حقوق بخور و نمیری هست که به کارگر میدن و از قضا همین دوستان پشت میز نشین در مجلس و دولت اون رو تصویب میکنن ... حقوقی که هر روز از سر و تهش زده میشه و تازه اگه به موقع داده بشه کفاف نصف ماه رو هم نمیده ......


بابا آخه یکی نیست به این بزرگان بگه حقوق 680000 تومان پایه و با صد تومن مزایا کجای زندگی یه خونواده رو میده .... بی زحمت این دوستان بیایند و شش ماه با این وضع زندگی کنن و بعد آروغ ناشتا برای ملت بزنند و با دست و روی نشسته بیایند در بیان ویژگی های کارگران زحمت کش جامعه حرف بزنند و بعد در پشت درهای بسته و میزهای آنچنانی .... کارگر جماعت رو حساب هم نکنند .....


همه دوستان و بزرگان کشور که به قانون مداری همه رو دعوت می کنند چرا موقع افزایش دستمزد کارگران این قانون مداری یادشون میره و از حق کارگر جماعت میزنند ....

کارگر جماعت هم که ماشاالله هیچ وقت اتحاد نداشته .... همیشه پشت هم رو خالی میکنند و با این قوانینی که همیشه به نفع کارفرما میشه با اندک اعتراضی از کار بیکار میشند.... این بنده خداها سکوتشون از رضایت نیست .... بلکه دلشون اهل شکایت نیست ....


چند وقت پیش وقتی برای استخدام به یه شرکت عریض و طویل رفتم که کلی برای خودش دم و دستگاه داشت و یک مجموعه 13 شرکتی بودن برای من با مدرک کارشناسی ارشد و برای پست مسوول فنی آزمایشگاه حقوق ماهانه 800 هزار تومن در ابتدای کار و 1100000 رو بعد از 4 ماه وعده میداد ..... این جا بود که از کوره در رفتم که آخه مردک تو نیاز به یه آدم بیسواد داری نه یکی با مدرک کارشناسی ارشد ... این حقوقی که تو داری میگی در بهترین حالتش کلی با حداقل های یکی مثل من که سابقه کار و مدرک کارشناسی ارشد داره فاصله داره .... آخه شماها چی  فکر کردید که اینقدر پر رو هستید و با یارو دعوام شد .... اونوقت یارو میگه که ما شما رو از بین 26 نفر انتخاب کردیم و من هم بهش گفتم من  هم شما رو به راحتی رد میکنم /.///////





لا اله الا الله /.///

بابا این بزرگانی که راه و بی راه تو این مملکت مدرک گرایی رو مد میکنند باید یه فکری به حال اینجاهاش هم بکنن .... وقتی برای نمایندگی مجلس تو ایران شرط کارشناسی ارشد میزارن درحالی که در خیلی از نقاط دنیا شرط مدرک فقط سواد خواندن ونوشتن هست چون الزاما داشتن مدرک شرط داشتن شعور و بینش نیست وو بعد برای خود بیسوادشان به دلیل سابقه نمایندگی استثنا قایل می شوند چرا به فکر حال ما نیستن ....


آخه یکی به این عزیزان بگه شما که نیاز به کلی نیرو در بخش های مختلف دارید چرا اصرار دارید که ما استخدامی نخواهیم داشت ... بعد اونوقت توقع کارکردن دوبله و سوبله رو از کارگرهای بد بخت دارید .....

چرا برای ویترین کردن کار خودتون از جیب یکی دیگه خرج میکنید ..... چرا ؟
چرا ؟

چرا؟

چرا باید تاوان اشتباه مدیران رو مردم بدن ......

جامعه مدیران ما به جایی داره میره که یه وزیری میاد میگه من 29 سال پیش هم مثل همچین روزی وزیر شده بودم .... خوب بابا ... آدم خوش انصاف .... برید کنار ... دستتون رو از این سفره ببرید تا جا برای چهارتا جوون باز بشه .... مثل کنه چسبیدن به این دولت ها و اصل بقای برخی مدیران از دولتی به دولت دیگه داره تکرار میشه و تو هر دولت هم رنگ عوض میکنند ....
هییت دولت که بعضی هاشون رو باید با ویلچر جابجا کرد ...... بعد هم که میگن برید کنار میگن بقیه بی تجربه هستن .... یکی نیست آخه بگه مگه شماها مادرزادی مدیر بودید .... مگه شماها با این دم و دستگاهی که برای خودتون درست کردید میگذارید کس دیگه ای هم تجربه بدست بیاره ....

یه عده پیرمرد شدن مدیر های رده بالا و میانی بعضا مدیران پایین دستی که تو این دوره زمون فرق ایمیل و اینترنت نمیدونن ... یه عده آدم که بعضا دلشون از همه چی سیر شده و از شکم سیری مدیریت میکنن ....


بابا آخه مدیری که پولش از پارو که چه عرض کنم از بیل میکانیکی بالا میره چطوری میخواد درد مردم رو بفهمه .... یه عده مدیری که تا دیروز بچه هاشون تو خارج درس میخوندن و حالا از سر اجبار اومدن یا نیومدن به ایران چطور میفهمن که درد مردم چیه ...

یه عده مدیری که تو ویلاهای چند هزار متری زندگی میکنن چطور میفهمن که مسکن مهر تمام آرزوهای یک مرد برای شرمنده نشدن جلوی زن و بچش هستش ....

بابا یکی بیاد بگه که ما دچار اختلاف طبقاتی شدید بین مدیران و مردم هستیم ....مدیری که ماشین چندصد میلیونی سوار میشه نمیتونه درد مردم رو برای پول دادن به یه پراید درب و داغون اون هم به قیمت چند برابر بفهمه .....

مدیری که تفریحش رفتن به ویلای شخصی تو کیش و سفر به جاهای اسمش رو نبر هست ...چطور میخواد درد کمبود امکانات رفاهی رو درک کنه ....

بابا مدیری که هر روز یه پستی داشته تو این اداره جات مختلف و دوزار هم از هیچ چیزی حالیش نیست چطور میخواد این ها رو بفهمه .....

من که سرم درد گرفت ووووو برم یکم استراحت شما اگه فهمیدید به ما هم بگید ......


خدایابرخی از این مدیران ما را از این همه خدمت رسانی به مردم راحت کن ///////


و من الله التوفیق

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ آذر ۹۳ ، ۱۰:۵۸
روح اله دهقانی